بهترین لحظه ی دنیا برای من
پدرم! ای محکمترین و استوارترین تکیه گاه من ای نامت دلیل افتخار من در سختی در غم در خوشی در شادمانی در هرلحظه در تمام زندگی ام همیشه همیشه همیشه...دوستت دارم.(یاسمن ناز کوچکولوی تو) ١٠/١٠/١٣٩١ ...
یه اتفاق ناگوار !!!
٤روز پیش من وتو در منزل خودمان بودیم که تصمیم گرفتم تا به مامانی تلفن کنم همین که تماس گرفتم متوجه شدم که مامانی از پله ها افتاده وسرش خورده به محافظ آتشنشانی اونم صبح ساعت ٨ و من باید عصری متوجه موضوع می شدم خیلی از اینکه این اتفاق افتاده ناراحت شدم بابا که اومد سعی کردیم هرچه زودتر خودمون رو به خونه ی مامانی برسونیم وقتی رسیدیم نصف سر مامانی ورم کرده بود و صورت خیلی ناگواری شده بود کمی که گذشت همه ی صورتش به خصوص دور چشمهاش هم ورم کرد هم درد داشت و هم کبودی سختی دچار شده بود خلاصه حدود غروب تصمیم گرفتیممجددا به پزشک مراجعه کنیم
نویسنده :
مامان شبنم و بابا مصطفی
4:03
تقدیم به برکت همیشه سبز زندگی ما مامان نسرین جون
مامان نسرین جونم تولدت مبارک-خیلی خیلی دوستت دارم. (یاسمن) چنان تو در دل من جاگرفته ای ای جان که هیچکس نتواند گرفت جای تورا به پایداری آن عشق سربلند قسم که سایه ی تو به سر می برد وفای تورا به ناز و نعمت باغ بهشت هم ندهم کنار سفره نان و پنیر و چای تو را سزای خوبی تو برنیامد از دستم چ...
بهترین لحظه ی دنیا
١٧/٠٩/١٣٩١ ساعت 12:02ظهرجمعه برای اولین بار کلمه ی مامان رو کامل و محکم بیان کردی وقتی میگی مامان باهمه ی وجودم غرق حضورت میشم دختر مهربونم و این بهترین لحظات من است. دوستت دارم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی... ...
عکسهای مراسم دندونسری یاسمن گلم 15/08/1391
وقتی داشتم برای انجام مراسم حاضرت می کردم گل مامان. راستی بازوبند و گردنبندت رو اولین باری که سه تایی بابابامصطفی رفتیم زیارت شاه عبدالعظیم برات خریدیم تا یه روزی مثل مثلا امروز ازشون استفاده کنی و توهم خیلی از اونها خوشت اومد. ولی نشد از ذوق کردنت عکس بگیرم گل دخترم. آش دندانی سفره دندونی که پارچه اش برای عروسی مامان نسرینه و برای تو آورده نازگلم تسبیحی که روی سفره هست سوغات مکه است و ما برای تو گذاشتیمش کنار تا یه روزی باهاش ذکر خدایی که تو آفریده و بهت زیبایی سلامتی و عشششق عنایت کرده رو بگی. شیرینی پای توسط مامانی فلور کیک توسط مامان نسرین وقتی خودت قرآنت رو باز کردی اولین اش...
تمام من تویی یاسمنم
بهترین و رضایتبخش ترین بخش بارداری من زمانی بود که برای خودمون سه تا یک گاهنامه بارداری تهیه کردم البته این یک چیز خصوصیه اما من همیشه ترجیح دادم و دوست دارم که سه تایی باشیم و سه تایی خاطرات خوب مون رو به یادگار درون آن بنویسیم که نوشتیم بارداری من دوران قشنگی بود در حالیکه همیشه حضور گرم و مهربون بابایی رو کنارم حس می کردم خدایا شکرت. ...
خواستم بدونی!!!
سبد گلی که بابایی به مناسبت متولد شدنت بهم هدیه کرد. البته یه خورده ای دیر ازش عکس گرفتم دختر نازم. ...
گل به خاطر گل
اولین و آخرین دسته گلی که باباجون به دلیل حضور تو در من برای من خرید ...











