حرف دل مامان برای یاسمن جون دوست داشتنی خوشگل
سلام دختر مهربانم مدت زیادیست که نمی توانم چشم از تو بردارم گاه گاهی به وبلاگت سری می زنم اما تا امروز نتوانستم مطالب مهم و زیادی را درباره ی تو در وبلاگت بنویسم زیرا دیگر فصل فصل بازیگوشی کردنهای توست و من عاشق تمام لحظات با تو بودنم امروز شاید بگذاری و به من لطف کنی و اجازه دهی که درباره ات بنویسم همین حالا هم بیدار شدی و داری بند کیف مامان را به جای ناهار میل می کنی و گاهی هم با حلقه ی بازی ات مشغولی یک چشمم به توست و چشم دیگرم به اینجا فکر کنم باید کمی جلوتر دوباره از پشت کامپیوتر برخاسته و باتو بازی کنم خیلی باحالی زیرا همچنان که داری شیطنت می کنی زیر چشمی به من نگاه می کنی دریافته ام که تو عاشق اینی که من با لبخندم و ...







