تا تو را دارم غمی نیست
آتشی در قلبم روشن ساختی تند وسرکش . آتشی که می تواند سرسخت ترین کوههای یخی را فرو بریزد خورشید را ذوب کند و موجها را بسوزاند . ... هیچ شمعی را طاقت سوختن در این آتش نیست و هیچ پروانه ای نمی تواند به آن نزدیک شود به جز من تو این آتش را در قله ی قلبم آنجا که در میان عشق گم شده است روشن ساختی . اگر همه ی واژگانم بسوزند غمی نیست. تا تو را دارم غمی نیست . فقط پنجره ای خواهم خواست پنجره ای که رو به جاده ی آمدنت باز شود تا هرشب با خاطراتت روی سنگفرشهای آن قدم بزنم فقط کمی هوا خ...







